RSS
بي صدا نالم كه : اينست آنچه هست خود نميدانم كه اندوهم ز چيست زير لب گويم : چه خوش رفتم ز دست از منست اين غم كه بر جان منست ديگر اين خود كرده را تدبير نيست راز موجودي كه ديگر هيچ نيست
اما هیچ کس فکر نکرد شاید گلی کاشته باشم